کدامين سو
هیچ وقت نفهمیدم چگونه می توان جاری شد در بودن... در انتهای بی وزنی. و غرق شد در موسیقی...در مو سیقي بودن. . . . همیشه فکر کرده ام آواها از برکتی عظیم منشاء می گیرند. این بار هم موسیقی در من جاری میشود و من باز هم می مانم ٬در درک آنچه می فهمم. هیچ چیز سخت تر از آن نیست که چیزی درونت مدام بخواهد بگوید ٬ اما ......نتواند. ...کسی می داند آوای کائنات را؟؟؟
نوشته شده در جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸٦ساعت
۱:٤٧ ق.ظ توسط زهره نظرات () |
| Design By : Night Skin |

